مفهوم برند سازی و برندینگ چیست؟

مفهوم برند سازی و برندینگ چیست؟

مفهوم برند سازی و برندینگ چیست؟

برند سازی یا برندینگ مفهومی فراتر از مارک و نام شرکت می باشد. برند یک واژه و نام تجاری ست که توانسته است کاملا جای خود را در ذهن عموم مردم باز کرده و در خاطر آنها هک شده است. فلسفه برند سازی امروزه گسترش فراوانی یافته است؛ به طوری که برای آن کمپین برند سازی ایجاد شده است، که این کمپین برای ایجاد یک برند به نکات زیادی توجه می نماید، از جمله جنبه های تصویری و حتی جنبه های شنیداری یک برند.
حتی قسمت هایی بر روی تلفظ یک برند در زبان های مختلف مطالعه می نمایند تا برندی را انتخاب نمایند که در تمام زبان ها تلفظی یکسان داشته باشد. کارخانه کوکلا کولا که دارای یکی از برند های معتبر در دنیاست، قبل از انتخاب برند خود روی بسیاری از این مسائل توجه کرده و یک برند با اعتبار برای خود و نام شرکت خود ایجاد نموده است.
در دنیای امروز بسیاری از شرکت ها که فکر می کنند می توانند در زمینه تجارت موفق باشند، به دنبال نام و برندی برای خود می باشند که بتواند در سراسر جهان نام آنها را بر سر زبان بیندازد. می توانیم بگوییم اگر نام تجاری شرکت ما تبدیل به یک برند بشود، دیگر نیازی به تبلیغات گسترده حتی نداریم. فقط نیاز به تبلیغاتی داریم که نام برند ما بر سر زبان بماند.

تفاوت برندینگ و بازاریابی در چیست؟

imagesتعدادی از شرکت ها، چه کوچک و چه بزرگ، تفاوت های موجود بین برندینگ و بازاریابی را درک نمی کنند. در این مقاله در پی توضیح دلیل اهمیت این دو، اما به گونه ای متفاوت از یکدیگر، هستیم.
برند و بازاریابی و تفاوت های موجود بین آنها، در حوزه کسب و کار و تجارت نیست که توسط مخاطبین آن حوزه ها به شکلی نا درست درک شده است. این موضوع در بسیاری از شرکت های بزرگ و کوچک و حتی در بخش های بازاریابی آنها هم به درستی درک و نهادینه نشده است.

برندینگ: قولی که به آن عمل شده

images (1)تعریف رابرت بین (Robert Bean) یکی از کارشناسان حوزه برند سازی از برندینگ “قولی است که برآورده شده است”. این شاید بهترین تعریفی باشد که بتوان از برند ارائه داد. شما به مشتریان و همکاران خود در کنار تمامی فعالیت هایی که انجام می دهید و متعهد آن می شوید قولی می دهید و به منظور موفق شدن در کسب و کار خودتان باید در هر لحظه به این قول پایبند باشید و به آن عمل کنید. می توان گفت این ایده که برند تنها یک نشان، نام یا یک رنگ بخصوص است، تنها شکافی بسیار کوچک و ریز از چیزی است که در حقیقت برند باید نامیده شود.

به عبارتی می توان گفت که برند به نوعی تمامی چیزی است که از شرکت شما وجود دارد. در نتیجه ارائه تعریفی دقیق از آن اهمیتی حیاتی و غیر قابل انکار دارد. شما باید مخاطب هدف و نهایی خود را شناسایی کنید و از خواسته آنها مطلع شوید، دقیقا برای آنها روشن کنید که چرا شما از دیگر رقبای خود بهتر و برتر هستید و در نهایت به بیان و شرحی دست یابید که به بهترین نحو ممکن هدف برند شما را مشخص می کند.

برخی از کسب و کارها از روز اول شروع شناخت کاملی از خود دارند و تا زمانی که اندازه کسب و کار خود و کمیت و کیفیت کارکنان خود را حفظ کرده اند، دیگر نیازی به پشت سر گذاشتن این مرحله ندارند. با این وجود برای اغلب بنگاه ها، شرایط در طی زمان تغییر می کند، میزان فروش کاهش پیدا می کند، برخی شرکت را ترک می کنند، مخاطبان، نیازها و رفتار آنها تغییر می کند و یا حتی یک رقیب اقدام به تهدید سهم بازار شما می کند. در این حالت چه رویه ای را در پیش می گیرید؟ اگر در مرحله قبل بخوبی تعریف کرده باشید که معنا و هدف برند شما چیست، در این مرحله اتخاذ تصمیم های جدید بسیار آسان تر از قبل می شود، چه کسانی را باید استخدام بکنید، چه محصولاتی را باید بفروشید، ارتباطات شما چگونه باید به نظر برسد و حتی محیط دفتر شما چگونه باید به نظر برسد.

کلید رها کردن قدرت نهفته در برند شما همراه ساختن کارکنان با خودتان می باشد. آنها را در این مرحله با خود همراه کنید و همواره سعی کنید از خدمات و مشاوره های یک کارشناس برند در کنار خود بهره مند شوید. این فرایند لزوما نباید هزینه زیادی برای شما داشته باشد یا اینکه زمان زیادی از شما بگیرد. با این وجود، زمانی که این مرحله را پشت سر گذاشتید، می توانید وارد مرحله تعیین استراتژی برند برای کسب و کار خود شوید، که می تواند برای سالیان سال در کنار برند شما باقی بماند.

برندسازی فواید مهمی دارد

  • برندسازی باعث می شود تا محصول را با قیمت بالاتری بفروشید.
  • ایجاد ارزش افزوده برای سازمان می کند.
  • ایجاد مشتریانی که به برند وفادار هستند یعنی یک پیوند احساسی میان مشتری و برند ایجاد میکند.

اجزا برند

اجزا برنداین هم از آن موضوعاتی است که در موردش به نظرات ظاهرا متفاوتی در کتابها بر می خوریم و نویسندگان مختلف رویکردهای مختلفی درباره اش دارند. اما خروجی نهایی همه این رویکردها یک چیز است و تفاوتها فقط در زاویه دید انتخاب شده برای توضیح موضوع است. دیوید آرنولد در کتاب مدیریت برند درباره اجزای برند می گوید:
” هر برندی یک هویت مرکزی و یک کاراکتر خاص دارد که اگر به درستی تعیین و به درستی برای مشتری توضیح داده شود حاصل آن موفقیت خواهد بود.”

از نگاه آرنولد، برند مانند یک اتم می ماند که در مرکز آن هسته یا جوهره برند قرار دارد. همه اینها یعنی هسته یا جوهره برند:” آن چیزی می باشد که باعث تمایز برند می شود، آنچه که باعث با ارزش شدن برند برای مشتری می شود”. این هسته مرکزی نباید در طول زمان و از بازاری به بازار دیگر تغییر کند.
در اطراف هسته اتم الکترونها، و در اینجا فوائد برند قرار دارند. این فوائد فیزیکی و ادراکی، قابل لمس و غیر قابل لمس، عقلانی و احساسی هستند و در واقع همان فوائدی هستند که برند وعده داده است.

و در خارجی ترین لایه، مهمترین قسمت آن قرار دارد. قسمتی که ویژگیهای برند را توضیح می دهد. این قسمت وعده های برند را نشان می دهد و آنها را به امتحان می گذارد. فایده این نقشه این است که مشخص می کند چه چیزهایی برای ساخت یک برند ضروری است، چه چیزهایی ممکن است برای توسعه یک برند یا برندسازی مجدد نیاز به تغییر داشته باشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.